وحدت‌گرایی و کثرت‌گرایی در فلسفه‌ی سیاسی مشاء

نویسندگان

1 مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

2 مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی

چکیده

وحدت و کثرت یکی از مسائل مهم در تاریخ فلسفه‌ی سیاسی است که گرایش فیلسوف سیاسی به هریک از آنها می‌تواند در تمام ابعاد فلسفه‌ی سیاسی‌اش تأثیرگذار باشد. در طول تاریخ، فیلسوفان سیاسی دیدگاه‌های مختلفی را در مواجهه با این دو مساله بیان نموده‌اند. جایگاه فیلسوفان سیاسی مشاء، همچون: فارابی، ابن‌سینا و خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ فلسفه‌ی اسلامی ما را بر آن داشت تا این مساله و پیامدهای سیاسی آن را در فلسفه‌ی سیاسی مشاء بررسی نماییم. فیلسوفان سیاسی مشاء اگرچه بر ضرورت وحدت در زندگی سیاسی تأکید دارند، ولی علاقه‌ای برای پذیرش کثرت از خود نشان نداده‌اند که مبتنی‌بر مبانی ایشان باشد؛ در مواردی همکه به بحث از آن پرداخته‌اند، معمولاً ناظر به حذف کثرت از مدینه‌ی فاضله بوده است تا پذیرش آن. همچنین وقتی مولفه‌های مربوط به وحدت‌گرایی و کثرت‌گرایی نیز در فلسفه‌ی سیاسی مشاء مورد بررسی قرار می‌گیرد، آثار وحدت‌گرایی کاملاً مشهود می‌شود؛ به‌گونهای‌که در مواجهه با مسائل مختلف سیاسی، مسیری را در پیش گرفته‌اند که در نهایت، وحدت مورد نظر در جامعه‌ی سیاسی را محقق سازد

کلیدواژه‌ها