مبانی وجودی در حکمت متعالیه، مبنایی برای صلح‌پژوهی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 دانشیار، پژوهشکده حکمت معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

3 استادیار، پژوهشکده حکمت معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

چکیده

هدف پژوهش حاضر استخراج مبانی نظری مرتبط با صلح در فلسفه ملاصدرا و نشان دادن قابلیت عملی و کاربردی فلسفه ملاصدرا در این زمینه می‌باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و بر این فرضیه استوار است که گرچه در فلسفه ملاصدرا، موضوع صلح به صورتی مستقیم وجود ندارد، اما در مبانی و اصول فلسفه‌ی وی از جمله اصالت وجود و وحدت وجود و نیز مبانی انسان‌شناسی، دلالت‌هایی بر این موضوع داده شده است. نتایج نشان داد که یکی از ریشه‌های خشونت و جنگ، اختلافاتی است که بین انسان‌ها وجود دارد. این اختلاف تنها در کثرت، معنی دارد و ملاصدرا معتقد است که خاستگاه کثرت ماهیت می‌باشد. از سوی دیگر، او براساس اصل مهم فلسفی خود یعنی اصالت وجود، ماهیت را امری اعتباری می‌داند که جایگاهش تنها در ذهن بوده و آنچه که در عالم خارج، متن واقعیت را تشکیل می‌دهد، وجود است که بین همه موجودات مشترک می‌باشد. آنچه که باعث اختلاف و در نتیجه خشونت و درگیری می‌شود، امری است که نمی‌توان برایش اصالتی قائل شد، و به عبارت دیگر امری اعتباری است. از سوی دیگر در دیدگاه ملاصدرا عالم وحدت، عالم یگانگی و هماهنگی و صلح است، زیرا همه آنچه که به ظاهر متفاوت و گاه متعارض می‌نماید، شئون یک حقیقت واحد و در نتیجه جزئی از یک کل یکپارچه است. این اندیشه و نگریستن به عالم از این منظر می‌تواند بهترین راه برای درک تفاوت‌ها و در نتیجه مفاهمه بین انسان‌ها باشد و درک این تفاوت‌ها نیز می‌تواند نقطه اتکایی باشد که ماهیت‌های مختلف را با هم پیوند می‌دهد. در نتیجه، تمرکز دیدگاه وجودشناختی ملاصدرا بر اشتراک معنوی- ماهوی موجودات و سریان حقیقتی واحد در آنها می‌تواند مبنای مهمی برای قرار گرفتن آنها در چهارچوبی بشمار آید که در آن حلقه‌ای وحدت‌بخش، به رغم اختلافات و تمایزات آنها همگرایی‌شان را تضمین کند. این همگرایی را می‌توان مبنای نظری مهمی برای استخراج مفهوم صلح و صلح‌گرایی از فلسفه ملاصدرا تلقی کرد.

کلیدواژه‌ها


اکبرآبادی، ولی‌محمد (1317ق). شرح مثنوی. لکنهو: نولکشور، ج1.
جوادی آملی، عبدالله (1372). شرح تمهید القواعد. قم: الزهراء.
جوادی آملی، عبدالله (1377). فلسفه حقوق بشر. قم: مرکز نشر اسراء.
سبزواری، ملاهادی (1369). شرح المنظومه. تهران: نشر ناب، ج2.
سبزواری، ملاهادی (1375). شرح مثنوی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، ج1.
فروزانفر، بدیع‌الزمان (1375). شرح مثنوی شریف. تهران: زوار، ج3.
کاپلستون، فردریک (1388). تاریخ فلسفه. ترجمه سید جلال‌الدین مجتبوی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ج5.
کریمی، محمدکاظم؛ خان‌محمدی، کریم (1393). رویکردهای سیاسی اجتماعی در فلسفه ملاصدرا. سیاست متعالیه، سال دوم، شماره پنجم: ص83-102.
لک‌زایی، نجف؛ کیخا، نجمه (1397). صلح از منظر صدرالمتألهین شیرازی. حکمت اسلامی، 5(1): ص179-198.
ملاصدرا (1360). الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه. مشهد: مرکز جامعی للنشر.
ملاصدرا (1363 الف). المشاعر. تهران: کتابخانه طهوری.
ملاصدرا (1363ب). مفاتیح‌الغیب. تهران: موسسه تحقیقات فرهنگی.
ملاصدرا (1981م). الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیه. بیروت: دار احیاء التراث، ج2-1، 6.
William, T.C. (2009). The Myth of Religious Violence. New York: Oxford.