سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

رویکردهای معناگرایانه و نقد مدرنیته

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز ایران.
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 استادیارگروه علوم سیاسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
10.22034/sm.2022.1971801.1959
چکیده
رویکرد های معنا گرایانه و نقد مدرنیته



چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش رویکردهای معناگرایانه در نقد مدرنیته و بررسی چگونگی مواجهه این جریان‌ها با محدودیت‌های عقلانیت اثباتی و بحران معنا انجام شده است. مسئله اصلی، بررسی پیامدهای غلبه عقلانیت خودبنیاد و علم اثباتی برای ابعاد معنایی و متعالی حیات انسانی و تبیین ظرفیت جریان‌های معناگرا برای بازسازی پیوند انسان با معنا و امر متعالی است.

روش‌شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی، روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه مطالعات اسنادی انجام شده است. در این چارچوب، چهار جریان فکری شامل سوسیالیسم مسیحی، رمانتیسم، اگزیستانسیالیسم مذهبی و عرفان‌های نوظهور به‌صورت تطبیقی بررسی شده‌اند. تحلیل این جریان‌ها بر شناسایی مبانی نقد مدرنیته، وجوه اشتراک و تفاوت آنها و شیوه‌های مواجهه‌شان با مسئله معنا متمرکز بوده است.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این جریان‌ها، با وجود تفاوت در مبانی نظری و شیوه مواجهه با مدرنیته، در نقد تقلیل حیات انسانی به عقلانیت اثباتی و ابزاری اشتراک دارند و هر یک از مسیری متفاوت به بازگرداندن معنا به تجربه انسانی می‌پردازند. سوسیالیسم مسیحی با پیوند عدالت اجتماعی و ارزش‌های اخلاقی و دینی، تقلیل مناسبات اجتماعی به محاسبات اقتصادی را نقد می‌کند. رمانتیسم با تأکید بر احساس، عاطفه، تخیل و طبیعت، محدودیت‌های عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی افراطی را برجسته می‌سازد. اگزیستانسیالیسم مذهبی، به‌ویژه در اندیشه کی‌یرکگور، از طریق تأکید بر انتخاب، ایمان و ارتباط وجودی با امر قدسی، با مسائل اضطراب و بی‌معنایی مواجه می‌شود. عرفان‌های نوظهور نیز با تکیه بر تجربه درونی، مراقبه و رهایی از رنج، صورت‌های متفاوتی از معنویت را در برابر مادی‌گرایی عرضه می‌کنند.

نتیجه‌گیری: رویکردهای معناگرایانه صرفاً در پی نفی عقلانیت مدرن نیستند، بلکه با آشکارساختن محدودیت‌های علم اثباتی در پاسخ‌گویی به نیازهای معنایی و هستی‌شناختی انسان، زمینه بازاندیشی در نسبت میان عقل، معنویت و زندگی انسانی را فراهم می‌کنند. از این منظر، این جریان‌ها واکنش‌هایی انتقادی به بحران معنای مدرنیته‌اند که بر ضرورت توجه به ابعاد معنوی و معنابخش حیات انسانی در جهان مدرن و پسامدرن تأکید دارند. این برداشت، تفاوت مسیرهای فکری یادشده را حفظ می‌کند و در عین حال، وجه مشترک آنها را در نقد تقلیل‌گرایی مدرن آشکار می‌سازد.

واژگان کلیدی: نقد مدرنیته، پوزیتویسم، رویکردهای معناگرایانه، آسایش روحی، الهیات اجتماعی
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 14 آبان 1405