نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
از 1970 میلادی به این سو مبانی اقتصادی نئولیبرالیسم، مانند کاهش حجم دولت و خصوصی سازی و هم چنین جذب سرمایه خارجی و آزاد سازی تجارت، جزء مهمترین الزامات توسعه اقتصادی به ویژه برای کشورهای جهان سوم شناخته میشود. پژوهش حاضر با بکارگیری رویکرد تحلیلی و وصفی، در صدد پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که حکومت پهلوی دوم و دولت هاشمی رفسنجانی،چه رویکردی را نسبت به اقتصاد نئولیبرال داشته و نتیجه پیگیری این سیاستها بر اقتصاد ایران چه بوده است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که تلاش دولتها در جهت به کارگیری نسخه اقتصاد نئولیبرالیستی، جز دستیابی به حدی از توسعه و رونق کوتاه مدت اقتصاد، توفیق چندانی نداشته است. موانع ساختاری چون وابستگی به اقتصاد رانتی، دلالی بخش خصوصی، شتاب زده بودن برنامه های توسعه و نارضایتی نهادهای اقتصادی و مالی سنتی از روند خصوصی سازی، در هر دو برهه زمانی قبل و پس از پیروزی انقلاب، جزء مهمترین معضلات موثر در این رابطه بوده اند.
کلیدواژهها English