ارزیابی بسترهای تأثیرگذار بر هزینه‌های مالی انتخابات مجلس در ایران و پیامدهای آن (مطالعه موردی: دوره دهم انتخابات مجلس شورای اسلامی شهرستان رشت)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

10.22034/sm.2021.532442.1718

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی بسترهای تأثیرگذار بر هزینه‌های مالی انتخابات مجلس شورای اسلامی و پیامدهای آن بر روند دموکراسی است. در این راستا، هزینه‌های مالی کاندیداهای مجلس شورای اسلامی دهمین دوره انتخابات شهرستان رشت مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش از نوع پیمایشی بوده و از دو ابزار پرسشنامه و مصاحبه نیمه عمیق استفاد گردید. جامعه آماری مورد مطالعه تمامی شهروندان بالای بیست سال ساکن شهرستان رشت بودند که تعداد آنها حدوداً برابر با625500 نفر می‌باشد. برای برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده گردید که حجم نمونه برابر 384 نفر به دست آمد. نتایج مطالعه نشان داد که مهم‌ترین بسترهای تأثیرگذار بر شیوه‌های تأمین منابع مالی انتخابات پارلمانی در ایران عبارتند از دانش سیاسی رأی‌دهندگان، رابطه شهروند با نماینده، نگرش شهروندان به نوع نظام انتخاباتی، تعداد و تنوع حامیان مالی کاندیداها و انگیزه‌های آنان، نوع نظام سیاسی و وضعیت اقتصادی جامعه. تقریباً بیش از 95 درصد پاسخگویان تأکید داشتند که منافع کوتاه مدت شهروندان به ویژه حامیان مالی آنها بر امور دیگر غلبه دارد و نوعی رابطه حامی‌پروری نهادینه شده وجود دارد. همچنین یافته‌ها بر این نکته دلالت دارند که برای کاهش پیامدهای نامطلوب شیوه‌های تأمین و هزینه کردن پول‌های سیاسی، باید در قوانین فعلی بازنگری گردد و از تجارب کشورهای دیگر نیز استفاده شود.

کلیدواژه‌ها


احمدوند، شجاع؛ صابرماهانی، فردوس (1394). درآمدی مقایسه‌ای بر منابع مالی تبلیغات انتخاباتی (مطالعه نظام‌های انتخاباتی ایران، فرانسه، روسیه و آمریکا. پژوهش حقوق عمومی، 17(49): ص9-35.
اطاعت، جواد (1387). ماهیت دولت در ایران (6). اطلاعات سیاسی- اقتصادی، 22(250-249): ص68-79.
جدی، حسین (1398). بررسی تأثیر ساختار جمهوری اسلامی ایران بر ساختار سیاسی آن با تأکید بر فرایند مردم‌سالاری. سیاست متعالیه، 7(25): ص195- 212.
درستی، هاجر (1393). آسیب‌شناسی تبلیغات انتخابات مجلس شورای اسلامی در پرتو اصول حقوقی حاکم بر تبلیغات. مجلس و راهبرد، 21(80): ص89-110.
دورماگن، ژان- ایو؛ موشار، دانیل (1393). مبانی جامعه‌‌شناسی سیاسی. ترجمه عبدالحسین نیک گهر. تهران: آگه.
زمانی‌زاده، مصطفی (1398). نظام مطلوب تأمین مالی کارزارهای انتخاباتی در ایران در پرتو معیارهای بین‌المللی. مطالعات حقوق تطبیقی، 10(2): ص467-483.
شریف‌زاده، محسن (1395). رفتار انتخاباتی مردم ایران. تهران: شرکت سهامی انتشار.
مرکز آمار ایران (1395). گزیده نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395. تهران: مرکز آمار ایران.
ملکی، علی (1399). مبانی مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران. سیاست متعالیه، 8(30): ص187-206.
میرزائی راجعونی، سلیمان (1399). جامعه‌شناسی سیاسی. تهران: انتشارات لویه، ج2.
Ansolabehere, S., Shanto Iyengar, A.S. & Valentino, N. (1994). Does Attack Advertising Demobilize the Electorate?’ The American Political Science Review, 88)4(: P.829-838.
Baktiari, B. (1996). Parliamentary politics in revolutionary Iran: The institutionalization of factional politics. Gainesville: University Press of Florida.
Bermeo, N. (2017). On democratic backsliding. Journal of Democracy, 27(1): P. 5-19.
Blaydes, L. (2011). Elections and distributive politics in Mubarak’s Egypt. New York: Cambridge University Press.
Evans, T.A. (2007). An Empirical Test of Why Incumbents Adopt Campaign Spending Limits. Public Choice, 132(3-4): P.437-456.
Gerber, A. (2000). Estimating the Effect of Campaign Spending on Senate Election Outcomes Using Instrumental Variables. The American Political Science Review, 92: P. 401-411.
Green, D.P. & Krasno, J.S. (1988). Salvation for the Spendthrift Incumbent: Reestimating the Effects of Campaign Spending in House Elections. American Journal of Political Science, 32(4): P.884-907.
Hogan, R.E. (2013). Campaign Spending and Voter Participation in State Legislative Elections. Social Science Quarterly, 94(3): P.840–864.
Jacobson, G.C. (1985). Money and Votes Reconsidered: Congressional Elections1972–1982. Public Choice, 47(1): P.7-62.
Johnson, J.W. (2012). Campaign Spending in Proportional Electoral Systems: Incumbents Versus Challengers Revisited. Comparative Political Studies, 46(8): P. 968-993.
Kaid, L.L. & Holtz-Bach, Ch. (ed.) (2008). Encyclopedia of political communication. SAGE Publications, Inc.
Keefer, P. & Razvan, V. (2017). Vote Buying and Campaign Promises. Journal of Comparative Economics. DOI: 10.1016/j.jce.2017.07.001.
La Raja Raymond, J. & Schaffner, B.F. (2015). Campaign Finance and Political Polarization: When Purists Prevail. Ann Arbor: University of Michigan Press.
Langsæther, P.E. (2019). Cleavage Politics in the 21 st Century: How and why social background affects political preferences. PhD. Thesis. Department of Political Science, Faculty of Social Sciences, University of Oslo.
Manza, J., Brooks, C. & Sauder, M. (2005). Money, Participation and Votes: Social Cleavages and Electoral Politics. In: The Handbook of Political Sociology States, Civil Societies, and Globalization. Publisher: Cambridge University Pres, P.201-226.
Odera, L.C. (2011). Citizen-Politician Linkages in the Informal Sector in Kenya: When are Politicians Most Likely to be Responsive to Citizens? Paper prepared for APSA annual meeting, Seattle: P.1-4.
Ohman, M. (2013). Controlling money in politics. An introduction. Speech for international Foundation For electoral system (IFES) Washington D.C.
Ovwasa, O.L. (2013). Money Politics and Vote Buying in Nigeria: The Bane of Good. Mediterranean Journal of Social Sciences, 5(7): P.99-106.
Parsa, M. (2016). Democracy in Iran: why it failed and how it might succeed. Harvard University Press.
Raisi, A. (2020). Electoral Participation in Iran’s Parliamentary Politics: Between Two Competing Explanations. Springer Science+Business Media, LLC.
Schaffer, F.Ch. (2007). Clean Elections and the Great Unwashed: Vote Buying and Voter Education in the Philippines. School of social science. Institute for advanced study. Princeton. NJ.
Streb, M.J. & Frederick B. (2011). When Money Cannot Encourage Participation: Campaign Spending and Rolloff in Low Visibility Judicial Elections. Political Behavior, 33(4): P.565-584.