سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

آموزه توحید و تبیین نظریه سیاسی امام خمینی (بازخوانش قدیمی‌ترین سند مبارزاتی با استفاده از نظریه بحران اسپریگنز)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استاد، گروه مطالعات سیاسی، دانشگاه باقرالعلوم(ع)؛ و عضو انجمن مطالعات سیاسی حوزه، قم، ایران.
2 دانشیار، گروه شیعه‌شناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
3 دکتری، گروه شیعه‌شناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
10.22034/sm.2025.562350.1937
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین نظریه سیاسی امام خمینی براساس آموزه اعتقادی توحید است. این مهم، با استناد به قدیمی‌ترین سند مبارزاتی و بیانیه سیاسی صادر شده از ایشان صورت گرفت. انتخاب سند مذکور به عنوان نقطه عزیمت این پژوهش، در پاسخ به تحلیل‌هایی است که اندیشه سیاسی امام خمینی را به عنوان یک کل نپذیرفته و آن را به مقاطع مختلف تقسیم کرده‌اند. روش انتخابی مطلوب برای بررسی چنین امری، روش توصیفی- تحلیلی بوده است. به منظور پاسخ به چگونگی تبیین مذکور، رویکرد روش‌شناختی توماس اسپریگنز، مناسب‌ترین چارچوب را پیش نهاد. نتایج حاکی از آن بود که امام خمینی با تمرکز بر اوضاع مردم ایران در دوره پهلوی، وضعیت انسان معاصر خویش را بحرانی توصیف و امور اجتماعی او را به سبب دوری‌اش از حیات توحیدی، نابسامان و بی‌نظم قلمداد می‌کند. نمادهای حکایت‌کننده از بحران در دیدگاه ایشان در قالب مضامین فراوانی مانند «روزگار سیاه»، «چیرگی جهانیان بر مسلمانان»، «خفه شدن روح وحدت و برادری در میان مسلمین»، «حکومت شهوت‌پرستان بر اموال، نفوس و اَعراض مسلمانان» و امثال آن خودنمایی می‌کند. ایشان در شناسایی علت بحران و بی‌نظمی مذکور، به حاکمیت طاغوت و نظام‌های شیطانی و غیرالهی می‌رسد که از توحید و امور توحیدی بیگانه بوده و مانع اتصال انسان با آموزه‌ توحید می‌شوند. نمونۀ آرمانی از نظام حاکم بر اجتماع از دیدگاه ایشان، حاکمیت نظامی توحیدی بوده که درپی استقرار جامعه‌ای توحیدی است. این نظام با اتصال به منابع وحیانی و الهی، به دنبال خوشبخت‌ کردن دنیایی و آخرتی انسان خواهد بود. به نظر امام خمینی برای عبور از وضعیت نابهنجار موجود و نیل به وضعیت مطلوب و آرمانی، براساس منابع متقن دینی ازجمله استناد به آیه 76 سوره انعام، راهی جز انقلاب و قیام براساس موازین الهی وجود ندارد. تبارشناسی قیام‌های پیامبران بر همین اساس نیز نشان می‌دهد «قیام لله» در ابعاد فردی و اجتماعی تنها راهی است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تضمین می‌کند.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

The Doctrine of Tawḥīd and the Explication of Imam Khomeini's Political Theory (A Re-reading of the Oldest Revolutionary Document Using Spragens' Crisis Theory)

نویسندگان English

Gholamreza BehrooziLak 1
Mohammad Ghafoori Nejad 2
Hojatollah AliMohammadi 3
1 Professor, Department of Political Studies, Baqir-a-Olum University, Qom, Iran
2 Associate Professor, Department of Shia Studies, University of Religions and Denominations, Qom, Iran.
3 PhD., Department of Shia Studies, University of Religions and Denominations, Qom, Iran
چکیده English

The purpose of the present research is to explicate Imam Khomeini's political theory based on the doctrinal tenet of Tawḥīd (Monotheism). This task was accomplished by referencing the oldest revolutionary document and political statement issued by him. The selection of the aforementioned document as the departure point for this research is a response to analyses that do not accept Imam Khomeini's political thought as a cohesive whole and have divided it into distinct periods. The preferred method selected for examining such a matter is the descriptive-analytical method. To answer the question of how to perform the aforementioned explication, the methodological approach of Thomas Spragens proposed the most suitable framework. The results indicated that Imam Khomeini, by focusing on the condition of the Iranian people during the Pahlavi era, describes the status of contemporary man as critical and considers his social affairs to be disordered and chaotic due to his distance from the Tawḥīdī (monotheistic) life. Symbols indicative of this crisis in his view manifest in numerous themes such as "dark days," "the domination of foreigners over Muslims," "the suffocation of the spirit of unity and brotherhood among Muslims," "the rule of hedonists over the property, lives, and honor of Muslims," and the like. in identifying the cause of the aforementioned crisis and disorder, he arrives at the sovereignty of Ṭāghūt (tyranny/idolatry) and satanic, non-divine systems that are alienated from Tawḥīd and Tawḥīdī affairs and prevent man's connection with the doctrine of Tawḥīd. The ideal model of the ruling system over society, from his perspective, is the sovereignty of a Tawḥīdī system that seeks to establish a Tawḥīdī society. By connecting to revelation and divine sources, this system seeks to secure man's happiness in this world and the Hereafter. In Imam Khomeini's view, to transition from the existing abnormal situation and attain the desired ideal state, based on solid religious sources including the citation of Verse 76 of Sūrah An‘ām, there is no path other than revolution and Qiyām (uprising) based on divine standards. The genealogy of the prophets' uprisings based on this very foundation also shows that Qiyām lillāh (standing for God) in individual and social dimensions is the only way that guarantees man's felicity in the world and the Hereafter.

کلیدواژه‌ها English

Political Theory
Imam Khomeini
Tawḥīd
Spragens' Crisis Theory
Political Thought
Ṭāghūt
قرآن کریم.
نهج‌البلاغه.
اسپریگنز، توماس (1370). فهم نظریه‌های سیاسی. ترجمه فرهنگ رجایی. تهران: انتشارات آگاه، چاپ دوم.
حقیقت، سید صادق (1387). روش‌شناسی علوم سیاسی. قم: دانشگاه مفید، چاپ دوم.
خمینی، سید روح‌الله (1357). ولایت فقیه (حکومت اسلامی). تهران: انتشارات امیرکبیر؛ با همکاری نمایشگاه کتاب قم.
خمینی، سید روح‌الله (1375). تفسیر سوره حمد. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
خمینی، سید روح‌الله (1378). صحیفه امام. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج1-5، 18، 20، 8، 12-13.
درویش‌پور، عابدین؛ امیری، مهرداد؛ حاتمی کن‌کبود، حبیب (1400). خوانشی بر مؤلفه‌های اثرگذار بر هم‌گرایی عرفان و سیاست در اندیشه توحیدی امام خمینی. سیاست متعالیه، شماره 34.
شاکری، سید رضا (1395). اهمیت نظریه سیاسی در نسبت با علم سیاست؛ بررسی و نقد کتاب فهم نظریه‌های سیاسی. پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی، 16(41).
کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). اصول الکافی. محققان: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی. تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ج2.
مطهری، مرتضی (1384). مجموعه آثار. تهران: صدرا، چاپ هفتم، ج1.