سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

عقلانیت دینی و راهبرد بازدارندگی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 استاد، گروه روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
10.22034/sm.2024.2004838.2080
چکیده
بازدارندگی بعنوان یکی از استراتژی‌های بقاء در جهان کنونی متأثر از چارچوب اندیشه دفاعی سیاستمداران هر کشور یا ملتی است و به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاست خارجی قرن بیستم، با توسعه تسلیحات، به یک استراتژی مهم در سیاست خارجی دولت‌ها تبدیل شد. به عبارتی، بازدارندگی، مؤثرترین ابزار سیاست خارجی جنگ سرد است که از ورود دو قطب به یک درگیری داغ جلوگیری نموده و حفظ ثبات را تضمین کرد. راهبرد بازدارندگی همواره دچار تحولاتی بوده و در عصر حاضر با طی کردن پنج موج تحولی، همواره در مسیر پیچیدگی گام برداشته است. یکی از بروز و ظهورهای پیچیدگی راهبرد بازدارندگی، در موج چهارم و ورود بازیگران دولتی و غیردولتی ارزش‌محور در عرصه بین‌الملل می‌باشد، که بار دیگر نقش عنصر دین و اهمیت آن را در تنظیم تحولات بین‌المللی نمایان ساخت. ‌‌‌‌‌‌‌این تحولات با ظهور انقلاب اسلامی و استقرار دولت اسلامی مبتنی بر ارزش‌های متعالی و فقهی، درصدد ارائه راهبردی متفاوت از بازدارندگی در عصر کنونی گردید،‌‌‌‌‌‌‌‌ در این راستا یکی از مفروضات اساسی و مهم در نظریة بازدارندگی که مورد مناقشه قرار می‌گیرد، مسئله عقلانیت در راهبرد بازدارندگی است. لذا سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که شاخصه‌های عقلانیت دینی با محوریت مکتب شیعی در بازدارندگی چیست؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که، بازدارندگی در عقلانیت دینی همواره مبتنی بر بنای عقلا و قاعده‌مند به ضوابط و شرایط نص شریعت بوده است؛ به گونه‌ای که فهم خردورزانه در اندیشه دینی، عقلانیتی جامع‌اندیش است که دغدغه دنیا و آخرت را با هم دارد و حکم می‌کند که انسان به سود دنیوی و مادی بسنده نکند و در حصار عقلانیت خودبنیاد که تنها ماده و روابط مادی انسان را می‌بیند، باقی نماند، عقلانیت موردنظر در نظریات مرسوم بازدارندگی، عقلانیتی است که در آن اصالت با قدرت است و در نتیجه امنیت مبتنی بر قدرت می‌باشد. بنابراین، هر کس قدرت داشت، امنیت نیز دارد، هر کس قدرت نداشت، امنیت ندارد و قدرت‌های ضعیف محکوم به انقیاد یا نابودی هستند و دیگر جایی برای عدالت و برابری باقی نمی‌ماند. موارد مذکور را می‌توان از مصادیق فساد در مسئله بازدارندگی دانست. اما عقلانیت موردنظر شیعه مبتنی بر تعالی‌محوری است که بر این اساس، با شناخت هدف، درصدد وجوب دفع ضرر از نفس است که در این راستا سیاست‌هایی را در خصوص مقابله با دشمن با در نظر گرفتن مصالح و مفاسد طراحی می‌نماید و غایت نهایی در ایجاد سیستم بازدارندگی مبتنی بر تأمین امنیت و زمینه‌سازی احیای کلمه حق و عدالت می‌باشد.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Religious Rationality and the Strategy of Deterrence

نویسندگان English

Mahdi Karimi 1
Seyed Jalal Dehghani Firouzabadi 2
Mojtaba Abdkhodaei 3
1 PhD. student, Department of International Relations, Faculty of Law and Political Science, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran
2 Professor, Department of International Relations, Faculty of Law and Political Science, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran
3 3 Associate Professor, Department of International Relations, Faculty of Law and Political Science, Allameh Tabatabaei University, Tehran, Iran
چکیده English

Deterrence, as one of the survival strategies in the contemporary world, is influenced by the defensive thought framework of each nation's policymakers and evolved into a significant foreign policy strategy for states through weapons development, becoming one of the most effective tools of 20th-century foreign policy; indeed, deterrence constituted the most effective instrument of Cold War foreign policy, preventing direct conflict between the two poles while ensuring stability maintenance. The deterrence strategy has continually evolved, and in the modern era, having undergone five evolutionary waves, it has progressively advanced toward complexity. One manifestation of this complexity emerged during the fourth wave with the entry of value-oriented state and non-state actors into the international arena, which again highlighted religion's role and importance in shaping international developments. These transformations—marked by the Islamic Revolution's emergence and the establishment of an Islamic state based on transcendent jurisprudential values (fiqhī)—sought to present a distinct deterrence strategy in the current era; accordingly, a fundamental and contentious assumption within deterrence theory concerns the issue of rationality in deterrence strategy. Thus, the primary research question is: What are the characteristics of religious rationality centered on the Shiite school in deterrence? Employing a descriptive-analytical method, findings indicate that deterrence within religious rationality has always been grounded in the convention of the rational (banāʾ ʿuqalāʾ) and regulated by scriptural legal (sharīʿah) stipulations—such that prudent understanding in religious thought constitutes a holistic rationality concerned with both worldly and otherworldly affairs, decreeing that humans must not settle for material gains nor remain confined within self-foundational rationality that perceives only matter and material human relations. The rationality in conventional deterrence theories prioritizes power, resulting
in power-based security; consequently, those possessing power secure safety, while the powerless face subjugation or annihilation, leaving no room for justice and equality—these represent corruptions (fasād) in deterrence. Conversely, Shiite rationality is transcendence-oriented, recognizing ultimate objectives to obligate repelling probable harm (wujūb-i dafʿ-ḍarar-i muḥtamal) from the self; accordingly, it formulates policies for confronting enemies by weighing interests (maṣāliḥ) and corruptions (mafāsid), with the ultimate aim of establishing a deterrence system based on security provision and creating conditions for reviving truth and justice (iḥyā-yi kalimat-i ḥaqq va ʿadālat).

کلیدواژه‌ها English

Transcendence-oriented rationality, Deterrence, Interests and corruptions (Maṣāliḥ va Mafāsid), Obligation to repel probable harm (Wujūb-i Dafʿ-Ḍarar-i Muḥtamal), Security
قرآن کریم.
ابن منظور، ابوالفضل (1414ق). لسان العرب. بیروت: دارالفکر، ج2.
اردبیلی، احمد (1403). مجمع الفائده و البرهان. قم: دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج13.
اصغری، محمد؛ اصغری، علی؛ شقاقی، حسین (1388). کنکاشی در بنیادها و دستاوردهای عقلانیت: عقلانیت دینی و عقلانیت معاصر.‌ تهران: نشر دانشگاه آزاد اسلامی.
انصاری، مرتضی (1383). مطارح الانظار. قم: مجمع الفکر الاسلامی، ج2.
انصاری، مرتضی (1405ق). فرائد الاصول. قم: دارالقرآن الکریم، ج2.
حسینی حائری، کاظم (1426ق). مباحث الاصول. قم: دارالبشیر، چاپ دوم.
حسینی شیرازی، محمد (1420ق). الفقه البینه. بیروت: مؤسس الوعی الاسلامی، ج4.
حلّی (ابن ادریس)، محمد (1411ق). السرائر. قم: موسسه نشر اسلامی، ج2.
خمینی، سید روح‌الله (1369). شئون و اختیارات ولی فقیه. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
خمینی، سید روح‌الله (1373). ولایت فقیه. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج2.
خمینی، سید روح‌الله (1382). البیع. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج3.
داوری اردکانی، رضا (1379). اتوپی و عصر تجدد. تهران: نشر ساقی.
دوئرتی، جیمز؛ فالتزگراف، رابرت (1384). نظریه‌های متعارض در روابط بین‌الملل. ترجمه علیرضا طیب. تهران: نشر قومس.
رندال، هرمن (1376). سیر تکامل عقل نوین. مترجم: ابوالقاسم پاینده. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
سبزواری، عبدالاعلی (1413ق). مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام. موسسه المنار، چاپ چهارم، ج28.
سعدی، حسینعلی؛ خدایار، حسین (1390). تحلیل فقهی مبانی مشروعیت دفاع. پژوهشنامه حقوق اسلامی، شماره 33.
سید مرتضی (بی‌تا). الذریعة الی اصول الشریعة. تهران: نشر دانشگاه تهران، ج1.
طریحی، فخرالدین (1418ق). مجمع البحرین. تهران: انتشارات مکتبه المرتضویه، ج 1.
طوسی، محمد بن حسن (1407ق). الخلاف. قم: دفتر انتشارات اسلامی، ج5.
طوسی، محمد بن حسن (1422ق). التبیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار احیاء التراث العربی، ج3.
عمید زنجانی، عباسعلی (1373). فقه سیاسی. تهران: امیرکبیر، چاپ سوم، ج2.
فاضل هندی، بهاء‌الدین محمد (۱۴۰۵ق). کشف اللثام. قم: مکتبة مرعشی نجفی، ج10.
قرشی، علی‌اکبر (1380). قاموس قرآن. تهران: نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ج4.
قزوینی، علی (1374). بحثی درباره سیاست خارجی. سیاست خارجی، شماره 1.
لطفی، اسدالله (1391). قاعده وجوب دفع ضرر محتمل و کاربرد آن در قانون آیین دادرسی مدنی. دیدگاه‌های حقوق قضایی، شماره 59.
مطهری، مرتضی (بی‌تا). ختم نبوت. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1384). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه، ج8.
میرزای قمی، ابوالقاسم (1403ق). قوانین الاصول. قم: چاپخانه حاج ابراهیم، ج2.
نائینی، محمدحسین (بی‌تا). فوائد الاصول. قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ج3.
Brodie, B (1959). The Anatomy of Deterrence. World Politics, 11(2).
George, A.L. & Smoke, R. (1989). Deterrence and Foreign Policy. World Politics, 41(2): p. 170-182.
JonKyl, (2005). Maintaining Deterrence in the 21st century”, DoE Nuclear Initiatives. Washington DC.
Lebow, R.N. & Stein, J.G. (2008). Beyond Deterrence: Building Better Theory. Journal of Social Issues, 43(4).
Lupovici, A. (2010). The Emerging Fourth Wave of Deterrence Theory: Toward a New Research Agenda. International Studies Quarterly, 54(3), p. 705-732.
Monaghan, S. (2022). Deterring hybrid threats: Towards a fifth wave of deterrence theory and practice. Annual Review, no. 526.
Morgan, P.M. (2003). Deterrence Now. Cambridge University Press.  
https://doi.org/10.1017/CBO9780511491573
Quackenbush, S.L. (2010). General Deterrence and International Conflict: Testing Perfect.
https://doi.org/10.1080/03050620903554069
Waltz, K.N. (1981). The Spread of NuclearWeapons: More May Be Better. London: International Institute of Strategic Studies.