سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

نقش قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران در تقویت هم‌افزایی فرادولتی نیروهای مقاومت در غرب آسیا: مورد مطالعه حزب‌الله و انصارالله

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 مربی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
3 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
10.22034/sm.2025.2010463.2116
چکیده
در دهه‌های اخیر، تحولات ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیک در غرب آسیا زمینه‌ساز ظهور شبکه‌های فراملی مقاومت شده که در برابر سلطه‌گری خارجی و ناکارآمدی دولت‌های وابسته شکل گرفته‌اند. انقلاب اسلامی ایران به‌ عنوان یک پدیده گفتمانی و تمدنی، نقش محوری در شکل‌گیری و هدایت این جریان‌های مقاومت ایفا کرده است. این انقلاب از طریق گفتمان، ارزش‌ها و مشروعیت معنوی، شبکه‌ای همیارانه و فرادولتی از نیروهای مقاومت منطقه‌ای ایجاد کرده و زمینه‌های مشترک هویتی و فرهنگی میان گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و دیگر بازیگران مقاومت را فراهم آورده و به هم‌افزایی راهبردی و انسجام روایی میان آن‌ها منجر شده است. پژوهش حاضر با طرح این سؤال که «قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران چگونه بر هم‌افزایی و همگرایی فرادولتی نیروهای مقاومت در غرب آسیا اثر گذاشته است؟»، از روش تحلیل گفتمانی و رویکرد تطبیقی بهره می‌گیرد. در بعد نظری، پژوهش با تلفیق سه چارچوب مفهومی قدرت نرم (نای)، تحلیل گفتمان انتقادی (فرکلاف و ون‌دایک)، و نظریه روایت در سیاست خارجی (کربس و فریدمن)، مدلی ترکیبی ارائه می‌دهد که به‌واسطه آن می‌توان فرایند بسط گفتمان انقلاب اسلامی را در میان نیروهای فرادولتی مقاومت تحلیل کرد. در این چارچوب، «قدرت نرم» به توان اقناع و جاذبه گفتمانی انقلاب اسلامی اطلاق می‌شود، «تحلیل گفتمان» به فهم سازوکارهای بازتولید معنایی مفاهیم مقاومت و استکبارستیزی، و «نظریه روایت»، به بررسی انسجام داستانی، اسطوره‌سازی، و خلق روایت‌های مشروعیت‌بخش در میان نیروهای مقاومت می‌پردازد. فرضیه اصلی پژوهش این است که هرجا همپوشانی هویتی، ارزشی و روایی میان انقلاب اسلامی و نیروهای مقاومت وجود داشته، امکان شکل‌گیری همگرایی فرادولتی و افزایش ظرفیت هماهنگی جبهه مقاومت فراهم شده است. اهمیت این مطالعه در آن است که برخلاف پژوهش‌های پیشین که غالباً به تحلیل جداگانه ظرفیت‌های قدرت نرم انقلاب اسلامی یا گروه‌های مقاومت پرداخته‌اند، این تحقیق با نگاهی تطبیقی و شبکه‌ای، الگوی فراملی هم‌افزایی میان بازیگران مقاومت را در نسبت با گفتمان انقلاب اسلامی واکاوی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که حزب‌الله لبنان در تمامی ابعاد نهادی، گفتمانی، مناسکی و رسانه‌ای، به الگویی ساختاری و درونی‌شده از گفتمان انقلاب اسلامی بدل شده و به نوعی نهادسازی فرادولتی و دولت‌سازی مقاومتی دست یافته است. در مقابل، انصارالله یمن اگرچه در سطح ساختاری استقلال بیشتری دارد، اما در لایه‌های گفتمانی، شعاری و نمادین، همپوشانی معناداری با گفتمان انقلاب اسلامی دارد و در مسیر نهادینه‌سازی این پیوند معنایی حرکت می‌کند. در هر دو مورد، روایت‌هایی چون مظلومیت، استکبارستیزی، شهادت‌طلبی و وحدت امت اسلامی، در قالب مناسک، رسانه، آموزش و الگوهای بسیج عمومی بازتولید شده‌اند. دستاورد کلیدی پژوهش این است که همپوشانی روایی، هویتی و ارزشی میان جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مقاومت، نقش بنیادینی در شکل‌گیری «هم‌افزایی فرادولتی» ایفا کرده است؛ به‌گونه‌ای که جمهوری اسلامی، نه‌ فقط یک دولت درون‌مرزی، بلکه یک مرجع گفتمانی فراملی در سطح منطقه شده است. این دستاوردها نه ‌فقط در سطح سیاست، بلکه در حوزه امنیت، فرهنگ، آموزش، رسانه و نهادسازی نیز قابل مشاهده‌اند.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

The Role of the Soft Power of the Islamic Revolution of Iran in Strengthening the Supra-State Synergy of Resistance Forces in West Asia: A Case Study of Ḥizb Allāh and Anṣār Allāh

نویسندگان English

Mohammadreza Ghanbari Salahshur 1
Meytham Norouzi 2
Mohsen NasrEsfahani 3
1 Lecturer, Department of Political Science, Payam Noor University, Tehran, Iran
2 Assistant Professor, Department of Law, Faculty of Humanities, Buali Sina University, Hamedan, Iran
3 Assistant Professor, Department of Islamic Studies, Payam Noor University, Tehran, Iran
چکیده English

In recent decades, geopolitical and ideological developments in West Asia have paved the ground for the emergence of transnational resistance networks that have formed against foreign domination and the inefficiency of dependent governments. The Islamic Revolution of Iran, as a discursive and civilizational phenomenon, has played a pivotal role in the formation and guidance of these resistance currents. This revolution, through discourse, values, and spiritual legitimacy, has created a cooperative and supra-state network of regional resistance forces and provided common identity-based and cultural grounds among groups such as Ḥizb Allāh of Lebanon, Anṣār Allāh of Yemen, and other resistance actors, leading to strategic synergy and narrative coherence among them. The present research, by raising the question, "How has the soft power of the Islamic Revolution of Iran influenced the supra-state synergy and convergence of resistance forces in West Asia?", utilizes the method of discourse analysis and a comparative approach. In the theoretical dimension, the research, by synthesizing three conceptual frameworks—Soft Power (Nye), Critical Discourse Analysis (Fairclough and van Dijk), and Narrative Theory in foreign policy (Krebs and Freedman)—presents a combined model through which the process of the expansion of the Islamic Revolution's discourse among supra-state resistance forces can be analyzed. In this framework, "Soft Power" refers to the ability
of persuasion and the discursive attraction of the Islamic Revolution; "Discourse Analysis" deals with understanding the mechanisms of semantic reproduction of the concepts of resistance and fighting Arrogance (Istikbār); and "Narrative Theory" addresses the examination of story coherence, myth-making, and the creation of legitimizing narratives among resistance forces. The main hypothesis of the research is that wherever identity-based, value-based, and narrative overlap existed between the Islamic Revolution and resistance forces, the possibility for the formation of supra-state convergence and the increase of the coordination capacity of the resistance front was provided. The importance of this study lies in the fact that, unlike previous research that mostly addressed the separate analysis of the soft power capacities of the Islamic Revolution or resistance groups, this inquiry, with a comparative and network-based view, scrutinizes the transnational model of synergy among resistance actors in relation to the discourse of the Islamic Revolution. The results indicate that Ḥizb Allāh of Lebanon, in all institutional, discursive, ritual, and media dimensions, has turned into a structural and internalized model of the Islamic Revolution's discourse and has achieved a type of supra-state institution-building and resistance state-building. In contrast, Anṣār Allāh of Yemen, although possessing greater independence at the structural level, has meaningful overlap with the discourse of the Islamic Revolution in discursive, slogan-based, and symbolic layers and is moving in the path of institutionalizing this semantic bond. In both cases, narratives such as oppression, fighting Arrogance (Istikbār), martyrdom-seeking, and the unity of the Islamic Ummah have been reproduced in the form of rituals, media, education, and patterns of public mobilization. The key achievement of the research is that the narrative, identity-based, and value-based overlap between the Islamic Republic of Iran and resistance forces has played a fundamental role in the formation of "Supra-State Synergy"; in such a way that the Islamic Republic has become not just a domestic government, but a transnational discursive reference at the regional level. These achievements are observable not only at the level of politics but also in the spheres of security, culture, education, media, and institution-building.

کلیدواژه‌ها English

Islamic Revolution
Soft Power
Resistance Forces
Synergy
Supra-State Convergence
West Asia
Ḥizb Allāh Lebanon
Anṣār Allāh Yemen
Arrogance (Istikbā).
آجرلو، حسین؛ دهقانی فیروزآبادی، سید جلال (1394). تحلیل راهبردی تحقق آرمان فلسطین در پرتوی بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا. جامعه‌شناسی سیاسی جهان اسلام، 3(6): ص110-83.
آرین‌پور، محمدرضا (1397). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر چهاردرخت.
احمدی نوحدانی، سیروس؛ زارعی دارامرودی، هوشمند؛ قربانی سپهر، آرش (1398). بررسی جایگاه پیاده‌روی اربعین در افزایش وزن ژئوپلیتیکی شیعیان در مناسبات جهانی. اسلام و ارتباطات میان فرهنگی، 1(1): ص38-13.
احمدی، سید عباس؛ حافظ‌نیا، محمدرضا (1396). موانع و شیوه‌های بازدارنده تجدید حیات شیعه در جهان. شیعه‌شناسی، شماره 30.
اسپوزیتو، جان ال. (1393). انقلاب اسلامی ایران و بازتاب جهانی آن. ترجمه محسن مدیرشانه‌چی. باز.
افتخاری، اصغر (1394). الزامات راهبردی انقلاب اسلامی برای علم سیاست. پژوهشنامه انقلاب اسلامی، 4(17): ص50-39.
افتخاری، اصغر؛ کمالی، علی (1394). ساختار قدرت نرم در گفتمان اسلامی. مطالعات قدرت نرم، 5(12) : ص9-27.
اکبری، بهمن (1395). ایران اسلامی و بیداری اسلامی در گفتمان قرآنی. مطالعات فرهنگی بین‌‌المللی، 1(1).
ایزدی، جهانبخش؛ اکبری، حمیدرضا (1395). اسلام سیاسی و نظم امنیتی غرب آسیا. مطالعات روابط بین‌الملل، 9(35): ص67-45.
الماسی، محمدحسین (1398). ماهیت و عناصر قدرت نرم. تهران: نشرساقی.
برزگر، کیهان (1395). ایران و ثبات استراتژیک در غرب آسیا. تهران: مجموعه مقالات اولین کنفرانس امنیتی.
بصیرتی، محمدکاظم و همکاران (1395). نقش گفتمان انقلاب اسلامی در هم‌افزایی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران. پاسداری فرهنگی انقلاب اسلامی، شماره 14.
جوفار، محمد (1400). تحلیل ابعاد رویکرد ژئوپلیتیک صلح در منطقه جنوب غرب آسیا. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران.
حیدری، نصرت‌‌الله (1394). نقش دانشگاه در توسعه و تولید قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران. کرمانشاه: مجموعه مقالات همایش ملی جنگ نرم؛ گردآورنده: محمدجواد مهری. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی: ص154-129.
خامنه‌‌ای، سید علی (1399). بیانات در سخنرانی تلویزیونی در سالروز قیام 19دی. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/newspartindex?id=47066&nt=2&year=1399&tid=4280
خامنه‌‌ای، سید علی(1400). بیانات در سخنرانی نوروزی خطاب به ملت ایران. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=47576
دهقانی فیروزآبادی، سید جلال (1392). الگوهای صدور انقلاب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. انتشارات دانشگاه امام صادق(ع).
راستی، عمران؛ رحیمی، محمد (1395). امنیت و توسعه در غرب آسیا از منظر مدل محور- پیرامون: مطالعه موردی مناطق مرزی کشورهای ایران، افغانستان و پاکستان. تهران: مجموعه مقالات همایش بین‌المللی امنیت انسانی در غرب آسیا.
زارعی، غفار (1398). نقش هویت قومی در همبستگی ملی پس از انقلاب اسلامی: رویکردی چندفرهنگی. رهیافت انقلاب اسلامی، 13(47).
شجاعیان، محمد (1396). نتایج سیاسی انقلاب ایران. مطالعات انقلاب اسلامی، 14(51).
عباس‌زاده فتح‌آبادی، مهدی؛ سبزی، روح‌الله (1394). الگوی فازی سیستمی هوشمندسازی قدرت و تحقق امنیت پایدار در مکتب امنیتی جمهوری اسلامی ایران. سیاست، 45(3).
عذیری، وحید؛ حاج زرگرباشی، سید روح‌الله (1402). قدرت هوشمند و ارتقای جایگاه منطقه‌ای ایران در غرب آسیا. دانش تفسیر سیاسی، شماره 15.
فاضلی‌‌نیا، نفیسه (1396). ژئوپلیتیک شیعه، مسئله امنیت ملی ایران. شیعه‌شناسی، 4(13).
قربی، سید محمدجواد (1394). مولفه‌‌های الهام‌بخشی و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام: مطالعه سیاست‌های کلی برنامه ششم توسعه. پژوهشنامه انقلاب اسلامی، 4(16): ص115-85.
قلی‌‌زاده، سید ابراهیم؛ کفاش جمشید، محمدرضا (1392). پیامدهای سیاسی- امنیتی افزایش قدرت منطقه‌‌ای ترکیه بر منافع جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا. آفاق امنیت، 5(19): ص133-107.
Al-Batati, S. (2015). https://www.middleeasteye.net/news/aden-edge-houthis-advance-south.
Al-Muslimi, F. (2020). The Houthi Movement and Iran: A Cooperative Model in Yemen. Carnegie Middle East Center.
Azani, E. (2011). Hezbollah: The Story of the Party of God – From Revolution to Institutionalization. Palgrave Macmillan.
Fairclough, N. (1995). Critical Discourse Analysis: The Critical Study of Language. London: Longman.
Golmohammadi, V. (2019). The foreign policy of the Islamic Republic of Iran": Prospects for change and continuity. All Azimuth: A Journal of Foreign Policy and Peace, 8(1): p. 93-102.
Juneau, T. (2016). Iran’s Policy towards the Houthis in Yemen: A Limited Return on a Modest Investment. International Affairs, 92(3).
Kaye, D.D. & et al. (2017). The Iran–Hezbollah–Hamas Nexus: A Regional Alliance in Flux. RAND Corporation.
Krebs, R.R. & Friedman, J. (2015). Narrative and the Making of US National Security. Security Studies, 24(1): p. 35–43.
Krebs, R.R. & Lobasz, J.K. (2007). Fixing the Meaning of 9/11: Hegemony, Coercion, and the Road to War in Iraq. Security Studies, 16(3): p. 409–451.
Lee, D., Sharp, V.J. & Konety, B.R. (2015). Use of bipolar power source for transurethral resection of bladder tumor in patient with implanted pacemaker. Urology, 66(1): p. 194.
Miskimmon, A., O’Loughlin, B. & Roselle, L. (2013). Strategic Narratives: Communication Power and the New World Order. London: Routledge.
Mousa, I. (2000). The making of the media in the West. Books with Buzz.
Norton, A.R. (2007). Hezbollah: A Short History. Princeton: Princeton University Press.
Nye, J. (2014). Soft Power: The Means to Success in World Politics. New York: Public Affa.
Nye, J.S. (2004). Soft Power: The Means to Success in World Politics. New York: PublicAffairs.
Saad-Ghorayeb, A. (2002). Hizbu’llah: Politics and Religion. London: Pluto Press.
Salmoni, B., Loidolt, B. & Wells, M. (2010). Regime and Periphery in Northern Yemen. RAND Corporation.
van Dijk, T.A. (2000). Ideology and Discourse: A Multidisciplinary Introduction. Barcelona: Pompeu.