سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

تحلیل گفتمانی اصل ولایت فقیه در زبان سیاسی اسلام (مطالعه دیدگاه‌های امام خمینی و علامه نائینی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
2 گروه علوم سیاسی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران
3 گروه معارف، دانشکده الهیات، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران
10.22034/sm.2025.2064079.2312
چکیده
پژوهش حاضر با روش کیفی و به شیوة مرور متون و اسناد کتابخانه‌ای و با هدف تبیین و مقایسه ماهیت نظریه ولایت فقیه در عصر مشروطه و انقلاب اسلامی انجام شده است. سوال اصلی این است که: دیدگاه علامه محمدحسین نایینی و امام خمینی چه تفاوتی با هم دارند؟ در پاسخ باید گفت، تفاوت اصلی تحلیل گفتمانی اصل ولایت فقیه از دیدگاه علامه نایینی و امام خمینی در نوع برقراری عدالت است. بر این اساس، علامه نایینی معتقد است با تحدید سلطنت و برقراری حکومت مشروطه می‌توان در جهت برقراری عدالت در جامعه گام برداشت، در حالی که امام خمینی معتقد است برقراری عدالت در جامعه فقط با سقوط سلطنت و ایجاد حکومت اسلامی میسور می‌شود. یکی از مهم‌ترین عناصر و مفاهیم در زبان سیاسی اسلام، عنصر ولایت فقیه می‌باشد، کارایی این عنصر در هویت‌بخشی به گفتمان اسلام سیاسی در ایران غیرقابل انکار است. در اندیشه سیاسی معاصر برخی فقها مانند علامه نایینی و امام خمینی اصل ولایت فقیه را مورد توجه قرار داده و در نهایت شاهد دو دیدگاه عمده در دو مقطع زمانی هستیم. علامه نایینی ضمن پذیرش ولایت فقیه و نظارت آنها بر قوانین به دنبال ایجاد حکومت مشروطه در ایران است، تا با محدود کردن سلطنت، شاهد برقراری عدالت در جامعه باشیم در حالی‌که امام خمینی با ارائه نظریه ولایت فقیه به دنبال ایجاد حکومت اسلامی و سرنگونی نهاد سلطنت است. تا در سایه الگوی جدیدی از حکمرانی، عدالت در جامعه بر قرار شود. در واقع دیدگاه امام خمینی درباره حکومت اسلامی در عمل محقق می‌شود. تفاوت امام با دیدگاه فقهای معاصر این بود که فقهای معاصر، شرط احتمال تأثیر را منتفی می‌دانستند، بنابراین، تکلیف را ساقط می‌پنداشتند، در حالی که امام خمینی شرط احتمال تأثیر را منتفی ندانسته و با همّت عالی خود به زمینه‌سازی احتمال تأثیرات می‌پردازد و موفق به ایجاد حکومت اسلامی در ایران می‌شود.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Discursive Analysis of the Principle of Wilāyat al-Faqīh in the Political Language of Islām (A Study of the Viewpoints of Imām Khumaynī and ‘Allāmah Nā’īnī)

نویسندگان English

Motahareh Moradifar 1
Mohammad Mahdi naderi 2
Masoud Motalebi 3
1 Department of Political Science, Az.C., Islamic Azad University, Azadshahr, Iran.
2 Department of Political Science, Az.C., Islamic Azad University, Azadshahr, Iran
3 Department of Education, Faculty of Theology, Az.C., Islamic Azad University, Azadshahr, Iran
چکیده English

The present research has been conducted using a qualitative method and the technique of reviewing library texts and documents, with the aim of explicating and comparing the nature of the theory of Wilāyat al-Faqīh (Guardianship of the Jurist) in the era of Constitutionalism and the Islamic Revolution. The main question is: How do the viewpoints of ‘Allāmah Muḥammad Ḥusayn Nā’īnī and Imām Khumaynī differ? In response, it must be said that the main difference in the discursive analysis of the principle of Wilāyat al-Faqīh from the perspective of ‘Allāmah Nā’īnī and Imām Khumaynī lies in the type of establishment of justice. Based on this, ‘Allāmah Nā’īnī believes that by limiting the Salṭanah (Sultanate/Monarchy) and establishing a Mashrūṭah (Constitutional) government, one can take steps toward establishing justice in society, whereas Imām Khumaynī believes that establishing justice in society is feasible only through the fall of the Salṭanah and the creation of an Islamic government. One of the most important elements and concepts in the political language of Islām is the element of Wilāyat al-Faqīh; the efficacy of this element in giving identity to the discourse of political Islām in Iran is undeniable. In contemporary political thought, some Fuqahā (jurists) such as ‘Allāmah Nā’īnī and Imām Khumaynī have paid attention to the principle of Wilāyat al-Faqīh, and ultimately, we witness two major viewpoints in two periods of time. ‘Allāmah Nā’īnī, while accepting the Wilāyat of the Faqīh and their supervision over laws, seeks to create a Mashrūṭah government in Iran so that by limiting the monarchy, we witness the establishment of justice in society; whereas Imām Khumaynī, by presenting the theory of Wilāyat al-Faqīh, seeks to create an Islamic government and overthrow the institution of Salṭanah, so that under the shadow of a new model of governance, justice is established in society. In fact, Imām Khumaynī's view regarding the Islamic government is realized in practice. The difference between the Imām and the view of contemporary Fuqahā was that contemporary Fuqahā considered the condition of "probability of influence" to be negated, therefore, they deemed the duty to be waived, whereas Imām Khumaynī did not consider the condition of probability of influence to be negated and, with his high ambition, engaged in paving the ground for the probability of influences and succeeded in creating an Islamic government in Iran.

کلیدواژه‌ها English

Discourse of Political Islām, Muḥammad Ḥusayn Nā&‌rsquo
īnī, Imām Khumaynī, Wilāyat al-Faqīh, Mashrūṭiyyah, Islamic Revolution
تاجیک محمدرضا (1383). گفتمان، پاد گفتمان و سیاست. تهران: مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی.
حسینی‌زاده، محمدعلی (1386). اسلام سیاسی در ایران. قم: انتشارات دانشگاه قم.
خسروپناه، عبدالحسین (1382). حقیقت پنهان؛ خطای خاموش: گفتمان سیاسی شیخ فضل‌الله نوری و میرزای نایینی. زمانه، 2(15).
‌خمینی، سید روح‌الله (1379). کتاب البیع. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج2.
خمینی، سید روح‌الله (1389). ولایت فقیه (حکومت اسلامی). تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
رضایی حسین‌آبادی، جمال؛ طرفداری، علی‌محمد (1392). بازخوانی اندیشه‌های سیاسی و فقهی شیخ فضل‌الله نوری و علامه محمدحسین نائینی در مورد نظام مشروطه. علوم سیاسی، 9(22).
رفیع، حسین؛ عباس‌زاده مرزبالی، مجید (1394). علامه میرزا محمدحسین نائینی و دفاع از حکومت مشروطه. مطالعات سیاسی، 8(29).
فراتی، عبدالوهاب (1388). مروری بر اندیشه سیاسی آیت‌الله نائینی. حکومت اسلامی، شماره 1.
کدیور، محسن (1376). نظریه‌های دولت در فقه شیعه. تهران: نشر نی.
کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی. تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
لک‌زایی، نجف (1391). تحولات سیاسی- اجتماعی ایران معاصر. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
مطهری، مرتضی (1369). پیرامون انقلاب اسلامی. تهران: انتشارات صدرا.
منوچهری عباس (1390). رهیافت و روش در علوم سیاسی. تهران: انتشارات سمت، چاپ سوم.
میردامادی، سید مجید (1396). ضرورت و مشروعیت حکومت و ولایت فقیه از منظر امام خمینی و میرزای نائینی. مطالعات فقه اسلامی و مبانی حقوق، 11(36).
نائینی، محمدحسین (1378). تنبیه الامه و تنزیه المله. با توضیحات سید محمود طالقانی. تهران : شرکت سهامی انتشار.
نائینی، محمدحسین (1382). تنبیه الامه و تنزیه المله. با تصحیح و تحقیق سید جواد ورعی. قم: انتشارات بوستان کتاب.
نائینی، محمدحسین (1385). تنبیه الامه و تنزیه المله. با تصحیح و تحقیق روح‌الله حسینیان. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
Jurgensen, M. & Phillips, L. (2002). Discourse analysis. London: Sage Publications.
Laclau, E. & Mouffe, CH. (1985). Hegemony and Socialist Strategy. London: Verso.