سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

اندیشه سیاسی ملک‌الشعرای بهار؛ نقاط اشتراک با گفتمان انقلاب اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
10.22034/sm.2025.2043316.2248
چکیده
این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل وجوه اشتراک اندیشه سیاسی محمدتقی بهار (ملک‌الشعراء)، به عنوان نماد ادبیات متعهد و روشنفکری عصر مشروطه و پهلوی اول، با گفتمان انقلاب اسلامی ایران انجام شده است. سوالی اصلی پژوهش این است که اندیشه سیاسی ملک‌‌الشعرای بهار چه نقاط اشتراکی با گفتمان انقلاب اسلامی دارد؟ این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه‌ای، و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کیفی متون، به واکاوی این اشتراکات می‌پردازد. مبانی ارزشی و آرمانی اندیشه بهار در عرصه‌های استعمارستیزی، عدالتخواهی، استبدادستیزی و احیای هویت ملی-مذهبی، پیش‌درآمد و زمینه‌ساز گفتمانی بود که دهه‌ها بعد در انقلاب اسلامی به کمال رسید و تجلّی یافت. اشتراکات بین این دو را می‌توان در محورهایی چون: استبدادستیزی که در اشعاری چون «دماوندیه» به صراحت به نفی «شاه» و «استبداد» می‌پردازد، مشاهده کرد. این ستیزه‌جویی با ساختار سیاسی ظالمانه، به وضوح در گفتمان انقلاب اسلامی که شاه را «طاغوت» و نظامش را «استبدادی» می‌خواند، بازتاب یافته است. محور دیگر استعمارستیزی و تأکید بر استقلال می‌‌باشد. بهار خطر استعمار را به خوبی می‌شناخت، در قصیده «پیروزی ایران» و مقالاتش در «نوبهار» به مقابله با «نفوذ اجانب» و قراردادهای استعماری مانند قرارداد ۱۹۱۹ پرداخت. این دشمن‌شناسی و طلب استقلال، هسته مرکزی گفتمان «نه شرقی نه غربی» انقلاب اسلامی و شناسایی «شیطان بزرگ» (آمریکا) به عنوان دشمن اصلی را تشکیل می‌دهد. محور سوم عدالت‌خواهی اجتماعی است. دغدغه بهار برای رفع فقر و ظلم از توده مردم، در اشعاری مانند «مرغ سحر» و «ندای وطن» مشهود است، جایی که او به «ستم شهان» اعتراض و دادخواهی برای «مظلومان» می‌کند. این عدالت‌طلبی، در شعارهای انقلاب و اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، به ویژه در تأکید بر حمایت از «مستضعفان» و «پابرهنگان»، به عنوان یک آرمان کلیدی تکرار شده است. اشتراک دیگر را باید بازتعریف هویت ایرانی- اسلامی دانست. بهار به عنوان یک ملی‌گرای فرهنگی، ایرانیت و اسلامیت را دو روی سکه هویت ایرانی می‌دانست و در مقالات و اشعاری چون «عید غدیر» بر این تلفیق تأکید می‌کرد. این نگرش، عیناً در گفتمان انقلاب اسلامی که بر احیای تمدن درخشان ایرانی- اسلامی پای می‌فشرد، وجود دارد. در نتیجه، در «ساحت» ارزش‌ها و آرمان‌های کلان، اشتراکات بین اندیشه بهار و گفتمان انقلاب اسلامی قابل انکار نیست.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

The Political Thought of Malik ash-Shu‘arā’ Bahār; Points of Commonality with the Discourse ofthe Islamic Revolution

نویسندگان English

Mahdi Eskandari
Aliakbar Amini
Mohammad Tohidfam
Department of Political Science, CT.C., Islamic Azad University, Tehran, Iran
چکیده English

This research has been conducted with the aim of explicating and analyzing the aspects of commonality between the political thought of Muḥammad Taqī Bahār (Malik ash-Shu‘arā’), as a symbol of committed literature and intellectualism of the Constitutional and first Pahlavī era, and the discourse of the Islamic Revolution of Iran. The main question of the research is: What points of commonality does the political thought of Malik ash-Shu‘arā’ Bahār have with the discourse of the Islamic Revolution? This inquiry addresses the analysis of these commonalities via a descriptive-analytical method and a comparative approach, utilizing the technique of qualitative content analysis of texts. The value-based and idealistic foundations of Bahār's thought in the arenas of anti-colonialism, justice-seeking, anti-despotism, and the revival of national-religious identity were the prelude and ground-layer for a discourse that reached perfection and manifestation decades later in the Islamic Revolution. The commonalities between these two can be observed in axes such as: anti-despotism, which explicitly addresses the negation of the "King" and "Tyranny" in poems such as "Damāvandiyyah"; this belligerence toward the oppressive political structure is clearly reflected in the discourse of the Islamic Revolution, which calls the Shah "Ṭāghūt" (Idol/Tyrant) and his system "despotic." Another axis is anti-colonialism and the emphasis on independence. Bahār recognized the danger of colonialism well; in the ode "Victory of Iran" and his articles in "Nawbahār," he addressed the confrontation with "foreign influence" and colonial contracts such as the 1919 Agreement. This recognition of the enemy and the demand for independence constitutes the central core of the "Neither Eastern nor Western" discourse of the Islamic Revolution and the identification of the "Great Satan" (America) as the main enemy. The third axis is social justice-seeking. Bahār's concern for eliminating poverty and oppression from the masses is evident in poems such as "Murgh-i Saḥar" (Bird of Dawn) and "Call of the Homeland," where he protests against the "oppression of kings" and seeks justice for the "Maẓlūmān" (oppressed). This justice-seeking has been repeated as a key ideal in the slogans of the Revolution and the principles of the Constitution of the Islamic Republic, especially in the emphasis on supporting the "Mustaḍ‘afīn" (downtrodden) and the barefooted. Another commonality should be considered the redefinition of Iranian-Islamic identity. Bahār, as a cultural nationalist, considered Iranian-ness and Islamic-ness as two sides of the coin of Iranian identity and emphasized this synthesis in articles and poems such as "‘Īd al-Ghadīr". This attitude exists identically in the discourse of the Islamic Revolution, which insists on the revival of the brilliant Iranian-Islamic civilization. Consequently, in the "realm" of macro values and ideals, the commonalities between Bahār's thought and the discourse of the Islamic Revolution are undeniable.

کلیدواژه‌ها English

Malik ash-Shu&‌lsquo
arā&‌rsquo
Bahār, Political Thought, Discourse of the Islamic Revolution, Anti-Colonialism, Justice-Seeking, Anti-Despotism, Iranian-Islamic Identity, Patriotism, Libertarianism
بهار، محمدتقی (1399). دیوان اشعار ملک الشعرای بهار. تهران: انتشارات نگاه، ج1.
جلمبادانی، زهرا (1396). چالش‌ها و نگرش‌های دینی در شعر و اندیشه ملک الشعراء بهار. در: مشهد: همایش ملی ملک الشعراء بهار: ص1-23.
خامنه‌ای، سید علی (14/03/1394). بیانات در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت امام خمینی. قابل دسترس در:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29914
خلیلی، محسن؛ کشاورز شکری، عباس. (1386). اندیشه تأسیس دولت مقتدر مرکزی پس از انقلاب مشروطیت (مطالعه موردی: اندیشه‌های ملک الشعراء بهار). دانش سیاسی، 3(6): ص169-197.
خمینی، سید روح‌الله (1378). صحیفه امام. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
داودنیا، نسرین؛ اسپید، ندا (1396). تحلیل مفاهیم وطن، آزادی در شعر مشروطه با نگاهی به شعر ملک الشعرای بهار. در: مشهد: همایش ملی ملک الشعراء بهار: ص1-22.
شمعی، میلاد؛ بیطرفان، مینو (1391). تحلیل مفهوم «وطن» در اشعار ملک الشعرای بهار. مطالعات ملی، 13(52): ص1-34.
غلامرضایی نژاد اناری، فرشته (1396). آزادی و آزاداندیشی در شعر و اندیشه ملک الشعراء بهار. در: مشهد: همایش ملی ملک الشعراء بهار: ص1-16.
قلی‌پوری، لیلا؛ مشفقی، آرش؛ علیزاده، ناصر (1400). بررسی سیر تحول مؤلفه‌های اجتماعی سیاسی شعر معاصر از مشروطه تا معاصر (میرزاده عشقی، ملک الشعرای بهار، نیمایوشیج، احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج، قیصر امین‌پور). سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، 14(62): ص181-195.
نظری، فرح ناز (1396). تجلی آزادی و وطن در شعر ملک الشعرای بهار. در: مشهد: همایش ملی ملک الشعراء بهار، ص1-20.
همت‌خواه، رضا؛ دارابی، الهه؛ باستان، پریسا (1396). آزادی در شعر ملک الشعرای بهار. در: مشهد: همایش ملی ملک الشعراء بهار: ص1-18.