سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

نقش مردم در تبدیل ایده پیشرفت سیاسی به خیر و کنش‌جمعی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار، دانشگاه باقرالعلوم(ع)؛ و عضو انجمن مطالعات سیاسی حوزه، قم، ایران
10.22034/sm.2025.2021842.2180
چکیده
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش مردم در تبدیل ایده پیشرفت سیاسی به خیر و کنش جمعی در جمهوری اسلامی ایران است. سوال اصلی پژوهش این است که آیا ایده پیشرفت سیاسی، که پس از انقلاب اسلامی به‌عنوان یک برنامه راهبردی ملی مطرح شد و با شعار دهه پیشرفت و عدالت در سال 1388 به مرحله اجرایی رسید، به‌عنوان یک مطالبه عمومی در جامعه ایرانی پذیرش یافته است یا خیر؟ همچنین آیا این ایده دارای نظریه پشتیبان و مکتب فکری منسجم و قابل اتکایی است؟ و آیا این ایده توانسته منافع واقعی ارکان پیشرفت در نظام جمهوری اسلامی ایران شامل مکتب، رهبر، دولت و مردم را برساخته و باورهای جمعی را شکل دهد؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان می‌دهد که ایده پیشرفت سیاسی هنوز به عنوان یک مطالبه عمومی در جامعه ایرانی پذیرفته نشده است و نیاز به یک نظریه پشتیبان و مکتب فکری منسجم دارد. برای تحقق این ایده، مشارکت مردم در سه سطح مختلف مورد بررسی قرار گرفته است: سطح پیشینی شامل تجهیز معرفتی و گرایشی، سطح عملیات درون‌سیستمی شامل مسئولیت‌پذیری و حمایت، و سطح نظارتی شامل مطالبه‌گری و نظارت بر اجرا. اصول حاکم بر ایفای نقش مردم شامل شناخت و اعتقاد به مکتب و اطاعت از رهبر است. برای تبدیل ایده پیشرفت سیاسی به مطالبه عمومی، لازم است مکتب به‌عنوان منفعت مشترک پذیرفته شود و مردم با کنش جمعی به تحقق آن بپردازند. پیشنهاد می‌شود مشارکت سیاسی مردم در فرآیند پیشرفت نه‌تنها به‌عنوان یک حق، بلکه به‌عنوان یک تکلیف شرعی و اجتماعی در نظر گرفته شود. برای دستیابی به پیشرفت سیاسی و تحقق خیر جمعی، تعامل و مشارکت همه‌جانبه ارکان مختلف نظام سیاسی ضروری است.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

The Role of the People in Transforming the Idea of Political Development into Common Good and Collective Action

نویسنده English

Masood Moeinipoor
Assistant Professor, Baqir al-Olum University; and member of the Political Studies Association, Qom, Iran.
چکیده English

The present study aims to examine the role of the people in transforming the idea of political development into the common good and collective action within the Islamic Republic of Iran. The central question of the study is whether the idea of political development—introduced as a national strategic plan after the Islamic Revolution and operationalized during the decade of Progress and Justice (2009)—has been accepted by Iranian society as a public demand. Additionally, does this idea have a supporting theory and a coherent and reliable school of thought? Has this idea succeeded in constructing the genuine interests of the pillars of progress in the Islamic Republic, including the madhhab (Islamic school of thought), the leader, the state, and the people, and in shaping collective beliefs? The research follows a descriptive-analytical method, and the findings indicate that the idea of political development has not yet been accepted as a public demand in Iranian society and lacks
a coherent theoretical foundation. To realize this idea, public participation is examined at three levels: the foundational level, involving epistemological and motivational preparedness; the operational level, involving responsibility and support within the system; and the supervisory level, involving accountability and oversight of implementation. The principles governing the role of the people include knowledge of and belief in the madhhab, and obedience to the leader. To turn the idea of political development into a public demand, the madhhab must be accepted as a shared interest, and the people must pursue its realization through collective action. It is recommended that political participation not only be viewed as a right but also as a religious and social obligation. Achieving political development and realizing the common good requires the comprehensive cooperation and participation of all pillars of the political system.

کلیدواژه‌ها English

Common Good
Collective Action
Political Development
Non-Egotistic Interests
People
Iran
قرآن کریم.
نهج‌البلاغه.
آقابخشی، علی؛ افشاری‌راد، مینو (1387). فرهنگ علوم سیاسی. انتشارات چاپار.
ابوداود سجستانی، سلیمان (1369ق). السنن. به کوشش محمد محی‌الدین عبدالحمید. قاهر: دار احیاء السنه النبویه، ج4.
خمینی، سید روح‌الله (1369). آخرین پیام (وصیت‌نامه سیاسی- ‌الهی). تهران: نشر اسوه.
خمینی، سید روح‌الله (1378). صحیفه امام. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج24.
دبیلیو میر، فردریک (1399). روایت و کنش جمعی. ترجمه الهام شوشتری‌زاده. تهران: نشر اطراف.
راش، مایک (1384). جامعه و سیاست. ترجمه منوچهر صبری. تهران: انتشارات سمت.
روایی، سلطنت (1397). نقش دین در هویت انسان. پژوهش در هنر و علوم انسانی، پیاپی 12.
سعدآبادی، علی‌اصغر (1393). اندیشکده امور اجتماعی، جمعیت و نیروی انسانی- امنیت: مختصات پیشرفت سیاسی جامعه در مکتب علوی، کنگره پیشگامان پیشرفت.
شریعتی، علی (1348). فلسفه و جامعه‌شناسی، امت و امامت. تهران: انتشارات حسینیه ارشاد.
شهیدی، جعفر (1369). نهج‌البلاغه. تهران: انتشارات انقلاب اسلامی، چاپ هشتم.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (1374). ترجمه تفسیر المیزان. قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ج28، 2-3.
فارابی، محمد (1986م/ الف). الجدل، المنطق عند الفارابی. به کوشش رفیق عجم. بیروت: دارالمشرق.
فارابی، ابونصر (1379). السیاسه المدنیه. ترجمه سیدجعفر سجادی. تهران: مرکز چاپ و انتشار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
فارابی، ابونصر (1986م/ ب). المله و نصوص اخری. تحقیق محسن مهدی. بیروت: دارالمشرق.
فارابی، ابونصر (1991م). آراء اهل المدینه الفاضله. تحقیق البیر نصری نادر. بیروت: والمشرق.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. قم: نشر جمال، 1385.
گارده، لوئی (1352). اسلام، دین و امت. ترجمه: رضا مشایخی. انتشارات شرکت سهامی انتشار.
معینی‌پور، مسعود (1391). الگوی توسعه سیاسی در اندیشه امام خمینی. قم: دفتر نشر معارف.
معینی‌پور، مسعود (1400). نقش و جایگاه رهبر در پیشرفت سیاسی عدالت‌محور. مطالعات انقلاب اسلامی، 18(66).
معینی‌پور، مسعود (1402). اهداف و ارکان پیشرفت سیاسی عادلانه از دیدگاه فارابی. علوم سیاسی، 26(101).
منوچهری، عباس (1396). رهیافت و روش در علوم سیاسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، چاپ هشتم.
نبوی، عباس (1379). مردم‌سالاری در حاکمیت اسلامی. انتشارات تمدن و توسعه اسلامی.