سیاست متعالیه

سیاست متعالیه

تحلیل مفهوم انقلاب در اندیشه‌ سیاسی اسلام‌گرایان با تاکید بر فلسفه‌ صدرایی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد شهرضا، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرضا، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان؛ و عضو انجمن مطالعات سیاسی حوزه، قم، ایران
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد شهرضا، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرضا، ایران
10.22034/sm.2025.130378.1571
چکیده
مفهوم انقلاب به کنش اجتماعی و سیاسی پرشتاب برای تغییرات بنیادین و واژگونی نظام حاکم و مستقر ساختن نظم جدید تعریف می‌شود. انقلاب دارای دو مولفه اساسی است؛ 1. ستیز و به زیر کشیدن نظم حاکم، 2. استقرار نظم جدید که هیچ شباهتی از منظر حقوقی، نهادهای جدید و کنش سیاسی با نظام گذشته نداشته باشد. کنش‌های انقلابیون به عنوان نیروی سلبی و نفی‌کننده نظم حاکم که از سوی معترضان و در راستای به زیر کشیدن کلیّت ساختارهای قدرت تمرکز می‌یابد، در مفهوم انقلاب و براساس فهم نیروهای مدافع کنش‌های انقلابی صورت‌بندی می‌شوند. در این راستا، هدف تحقیق حاضر بازخوانی مفهوم انقلاب در اندیشه جریان اسلام‌گرایان سیاسی است که با تاکید به اندیشه فلسفه صدرایی از سوی فعالان انقلابی بازتولید شد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با بررسی نشریات و بازخوانی مواضع جریان سیاسی اسلام‌گرا (دهه 1340-1350) انجام شده است. سوال اصلی پژوهش این است که بنیان‌های معرفتی اندیشه اسلام‌گرایان درباره مفهوم انقلاب چگونه صورت‌بندی شده است؟ نتایج حاکی از آن است که اسلام‌گرایان طرفدار انقلاب با بهره‌گیری از مفاهیم دین اسلام و آموزه‌های مذهب شیعه و فهم فلسفی آمیخته با بنیان‌های معرفت دینی سعی در فهم دیگری از مفهوم انقلاب داشتند. فهم آنان برآمده از تاریخ اسلام، فلسفه اسلامی و نظام دانایی دینی بوده است. انقلابیون اسلام‌گرا و در صدر آنها اندیشه‌های سیاسی امام خمینی تحت تاثیر فلسفه صدرایی فهمی از تغییرات جهان به دست می‌دهند و اندیشه انقلاب را بر پایه‌های این ادراک دنبال می‌‌کنند. مفهوم فلسفی حرکت و تغییر عالم در نگاه نیروهای طرفدار اسلام سیاسی این امکان را به آنان می‌دهد تا فهم خود از مفهوم انقلاب را بدون وام گرفتن مفاهیم از سایر اندیشه‌ها برای شکل دادن به ابرکنش منتهی به انقلاب صورت‌بندی کنند.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Analyzing the Concept of Revolution in the Political Thought of Islamists with Emphasis on Ṣadrian Philosophy

نویسندگان English

Reza Sadeghiyan 1
Ali Ali Hoseini 2
AliReza Golshani 3
1 PhD, Department of Political Science, Shahreza Branch, Islamic Azad University, Shahreza, Iran
2 Associate Professor, Department of Political Science, University of Isfahan, Isfahan, Iran
3 Assistant Professor, Department of Political Science, Shahreza Branch, Islamic Azad University, Shahreza, Iran
چکیده English

The concept of revolution is defined as a rapid socio-political action aimed at fundamental transformations and the overthrow of the prevailing system, establishing a new order. Revolution encompasses two fundamental components: (1) the confrontation and overthrow of the existing order, and (2) the establishment of a new order that bears no resemblance, in terms of legal frameworks, new institutions, and political actions, to the previous system. The actions of revolutionaries, as a negating force opposing the prevailing order, are conceptualized within the notion of revolution and are structured based on the understanding of forces advocating revolutionary actions. In this context, the present study aims to reinterpret the concept of revolution in the political thought of Islamist movements, which was reproduced by revolutionary activists with an emphasis on Ṣadrian philosophy. The research methodology is descriptive-analytical, conducted through the examination of publications and the reinterpretation of the positions of the Islamist political movement (during the 1960s and 1970s). The central research question is: How are the epistemological foundations of Islamists' thought regarding the concept of revolution structured? The findings indicate that Islamists advocating revolution, by utilizing Islamic concepts and Shi'a teachings, along with a philosophical understanding intertwined with religious epistemological foundations, endeavored to attain an alternative comprehension of the concept of revolution. Their understanding emanated from Islamic history, Islamic philosophy, and the system of religious knowledge. Islamist revolutionaries, foremost among them the political thoughts of Imām Khomeinī, influenced by Ṣadrian philosophy, present an understanding of global transformations and pursue the idea of revolution based on this perception. The philosophical concept of movement and change in the world, from the perspective of proponents of political Islam, enables them to formulate their understanding of revolution without borrowing concepts from other ideologies, thereby shaping a super-action leading to revolution.​

کلیدواژه‌ها English

Islamic Revolution
Ṣadr al-Mutaʾallihīn
Imām Khomeinī
Political Islam
Islamists
Philosophy
آرنت، هانا (1361). انقلاب. ترجمه: عزت‌الله فولادوند. نشر خوارزمی.
افروغ، عماد (1388). کنکاشی در چیستی انقلاب اسلامی: بعد صدرایی نهضت امام. سوره اندیشه، شماره 42: ص80 -91.
باهنر، محمدجواد (1360). مباحثی پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
باهنر، محمدجواد (1387). مباحثی پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامی. تهران: موسسه فرهنگی هنری شاهد.
بستانی، احمد (1388). توانایی‌‌های سیاسی فلسفۀ اسلامی. نقد و نظر، شماره 2: ص27-64.
حقیقت، صادق (1377). علل و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی. قم:‌ نشر طه.
خرمشاد، باقر (1384). اندیشمندان علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی ایران. تهران: نشر باز.
خمینی، سید روح‌الله (1360). ولایت فقیه. تهران: امیرکبیر.
زمزم، علیرضا (1383). انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمدجواد باهنر. انقلاب اسلامی، شماره 4.
سروش، عبدالکریم (1378). نهاد ناآرام جهان. تهران: نشر صراط.
سلمانیان، حسن‌علی (1389). جستاری در سیره سیاسی امام خمینی. حکومت اسلامی، شماره 2.
طوسی، سید خلیل‌الرحمان (1393). درآمدی بر فلسفه سیاسی صدرالمتألهین. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
علی‌حسینی، علی (1398). روشنفکران ایرانی و سنّت. قم: انتشارات دانشگاه مفید.
فدایی مهربانی، مهدی (1388). پیدایی اندیشه سیاسی عرفانی در ایران. تهران: نی.
فراتی، عبدالوهاب (1390). دانش سیاسی در حوزه علمیه قم. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
فرامرز قراملکی، احد (1388). روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا. تهران: بنیاد حمکت اسلامی صدرا.
فوران، جان (1390). نظریه‌پردازی انقلاب‌ها. ترجمه: فرهنگ ارشاد. نشر نی.
قادری، حاتم (1378). اندیشه‌های دیگر. تهران: بقعه.
قره‌باغی، عباس (1365). خاطرات جنرال عباس قره باغی. نشر نی.
کیخا، نجمه؛ فتح‌‌اللهی، محمدعلی (1392). سرشت سیاست در حکمت متعالیه. جستارهای سیاسی معاصر، 4(7): ص65-83.
لک‌زایی، شریف (1387). سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه؛ با نشست‌ها و گفتگوها. قم: پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی.
لک‌‌زایی، شریف (1390). جمهوری متعالیه: تأملی در نسبت حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی. سوره اندیشه، شماره 56-57: ص125-128.
لک‌زایی، نجف (1378). جایگاه سیاست در حکمت متعالیه. علوم سیاسی، شماره 6.
لک‌زایی، نجف (1381). اندیشه سیاسی صدرالمتألهین. قم: نشر بوستان کتاب.
لک‌زایی، نجف (1383). اندیشه‌ سیاسی آیت‌الله مطهری. قم: بوستان کتاب.
لک‌زایی، نجف (1385). سیر تطور تفکر سیاسی امام خمینی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
لک‌زایی، نجف (1392). حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی ایران. شماره 2: ص125-144.
لک‌‌زایی، نجف؛ لک‌‌زایی، رضا (1390). تحلیل انقلاب اسلامی ایران در چهارچوب حکمت متعالیه. پژوهشنامه متین، شماره 51: ص131-156.
لک‌زایی،‌ نجف؛ میراحمدی، منصور (1377). زمینه‌های انقلاب اسلامی ایران. قم: انتشارات ائمه(ع).
مطهری، مرتضی (1366). حرکت و زمان در فلسفه اسلامی: درس‌های قوه و فعل اسفار. تهران: نشر حکمت.
مطهری، مرتضی (1373). بحثی پیرامون مرجعیت و روحانیت. انتشارات صدرا.
میناگر، علیرضا (1392). روش‌شناسی صدرالمتألهین: استنباط معارف عقلی از نصوص دینی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
هادیان، ناصر (1391). مفهوم انقلاب و تحولات جهان عرب. سیاست، 42(4).
یثربی، یحیی (1389). حکمت متعالیه: بررسی و نقد حکمت صدرالمتألهین. تهران: انتشارات امیرکبیر.